واژه

isolated

/ˈaɪsəleɪtɪd/

جداافتاده؛ منزوی

آیسِلِیتِد

Definition

to keep separated from others

توضیح فارسی

جدا از دیگران نگه داشتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

v. isolate

v. جدا کردن

n. isolation

n. انزوا؛ جداسازی

syn. secluded

syn. جداافتاده

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.