واژه

impulsively

/ɪmˈpʌlsɪvli/

ناگهانی و بدون فکر

ایم‌پالسیولی

Definition

acting without thinking

توضیح فارسی

عمل کردن بدون فکر

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. impulsive

adj. تکانشی؛ بدون فکر

n. impulse

n. تکانه؛ میل ناگهانی

n. impulsiveness

n. تکانشگری

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.