واژه

consistently

/kənˈsɪstəntli/

به طور مداوم و ثابت

کِنسیستِنتلی

Definition

without changing; keeping the same principles, ideas, or quality

توضیح فارسی

بدون تغییر؛ با حفظ همان اصول، ایده‌ها یا کیفیت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. consistent

adj. ثابت؛ سازگار

v. consist

v. تشکیل شدن

n. consistency

n. ثبات؛ سازگاری

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.