واژه

circulate

/ˈsɜːrkjəleɪt/

گردش دادن؛ منتشر شدن

سِرکیولِیت

Definition

to cause to move along a fixed path; move freely

توضیح فارسی

باعث حرکت در مسیری ثابت شدن؛ آزادانه حرکت کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. circulatory

adj. گردشی

n. circulation

n. گردش

syn. distribute

syn. توزیع کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.