واژه

stem from

stem frəm

ناشی شدن از؛ سرچشمه گرفتن از

اِستم فرام

Definition

to emerge or develop from something

توضیح فارسی

از چیزی پدیدار شدن یا شکل گرفتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. originate

syn. سرچشمه گرفتن؛ منشأ گرفتن

The author's talent in writing stems from his love of reading books.

استعداد نویسنده در نوشتن از علاقه او به خواندن کتاب‌ها ناشی می‌شود.

ذِ آثِرز تَلِنت این رایتینگ اِستِمز فرام هیز لاو آو ریدینگ بوکس.

Many opportunities have stemmed from his decision to attend the university.

فرصت‌های بسیاری از تصمیم او برای رفتن به دانشگاه ناشی شده‌اند.

مِنی آپِرتیونیتیز هَو اِستِمد فرام هیز دِسیژِن تو اَتِند ذِ یونی‌وِرسِتی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.