stem frəm
اِستم فرام
to emerge or develop from something
از چیزی پدیدار شدن یا شکل گرفتن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. originate
syn. سرچشمه گرفتن؛ منشأ گرفتن
The author's talent in writing stems from his love of reading books.
استعداد نویسنده در نوشتن از علاقه او به خواندن کتابها ناشی میشود.
Many opportunities have stemmed from his decision to attend the university.
فرصتهای بسیاری از تصمیم او برای رفتن به دانشگاه ناشی شدهاند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.