ˈskætərd
اِسکَتِرد
spread out or separated widely
پخششده یا بهطور گسترده جدا از هم
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
v. scatter
v. پراکنده کردن؛ پراکنده شدن
syn. dispersed
syn. پراکنده
Hurricane Andrew left debris scattered throughout Miami.
توفند اندرو آوار را در سراسر میامی پراکنده بر جای گذاشت.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.