واژه

parallel

ˈpærəlel

موازی؛ مشابه

پَرِلِل

Definition

being almost of the same type or time; comparable

توضیح فارسی

تقریباً از یک نوع یا زمان بودن؛ قابل مقایسه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

v. parallel

v. موازی یا مشابه بودن

syn. similar

syn. مشابه

There were many parallels between his life and mine.

میان زندگی او و زندگی من شباهت‌های زیادی وجود داشت.

ذِر وِر مِنی پَرِلِلز بِتوین هیز لایف اَند ماین.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.