واژه

mediocre

ˌmiːdiˈoʊkər

متوسط؛ معمولی

میدی‌اوکِر

Definition

of average quality; not good or bad

توضیح فارسی

دارای کیفیت متوسط؛ نه خوب و نه بد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. mediocrity

n. متوسط‌بودن؛ میان‌مایگی

syn. average

syn. متوسط

This is a mediocre research report.

این یک گزارش پژوهشی متوسط است.

ذیس ایز اَ میدی‌اوکِر ریسِرچ رِپورت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.