واژه

maintain

meɪnˈteɪn

حفظ کردن؛ نگهداری کردن

مِینتِین

Definition

to support; to keep in good condition

توضیح فارسی

حمایت کردن؛ در وضعیت خوب نگه داشتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. maintenance

n. نگهداری

syn. preserve

syn. حفظ کردن

The building had to be renovated because it was not well maintained.

ساختمان مجبور بود بازسازی شود زیرا به‌خوبی نگهداری نشده بود.

ذِ بیلدینگ هَد تو بی رِنُوِیتِد بیکاز اِت واز نات وِل مِینتِیند.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.