واژه

insufficient

ˌɪnsəˈfɪʃənt

ناکافی

اینسِفیشِنت

Definition

not enough; unsatisfactory

توضیح فارسی

کافی نیست؛ رضایت‌بخش نیست

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. inadequate

syn. ناکافی

He had insufficient materials to build his construction project.

او برای ساخت پروژه ساختمانی خود مصالح ناکافی داشت.

هی هَد اینسِفیشِنت مَتیریِلز تو بیلد هیز کِنستراکشن پراجِکت.

A small breakfast is usually insufficient to have a good start to the day.

یک صبحانه کم معمولاً برای داشتن شروعی خوب در روز ناکافی است.

اَ اِسمال بریکفِست ایز یوژوِلی اینسِفیشِنت تو هَو اَ گود اِستارت تو ذِ دِی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.