ˌɪnsəˈfɪʃənt
اینسِفیشِنت
not enough; unsatisfactory
کافی نیست؛ رضایتبخش نیست
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. inadequate
syn. ناکافی
He had insufficient materials to build his construction project.
او برای ساخت پروژه ساختمانی خود مصالح ناکافی داشت.
A small breakfast is usually insufficient to have a good start to the day.
یک صبحانه کم معمولاً برای داشتن شروعی خوب در روز ناکافی است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.