واژه

discernible

dɪˈsɜːrnəbəl

قابل تشخیص

دیسِرنِبِل

Definition

noticeable; easily seen

توضیح فارسی

قابل توجه؛ به‌راحتی قابل مشاهده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. discernibly

adv. به‌شکلی قابل تشخیص

v. discern

v. تشخیص دادن

n. discernment

n. قدرت تشخیص

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.