واژه

contaminated

kənˈtæməneɪtɪd

آلوده

کِنتَمِنِیتِد

Definition

to make something impure by adding something dirty or a poisonous substance

توضیح فارسی

ناخالص یا آلوده کردن چیزی با افزودن چیزی کثیف یا یک ماده سمی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

v. contaminate

v. آلوده کردن

n. contamination

n. آلودگی

syn. pollute

syn. آلوده کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.