واژه

affordable

əˈfɔːrdəbəl

مقرون‌به‌صرفه

اَفوردِبِل

Definition

able to be done, usually referring to something you can do without damage or loss

توضیح فارسی

قابل انجام بودن، معمولاً با اشاره به کاری که می‌توان بدون آسیب یا زیان انجام داد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. affordably

adv. به‌طور مقرون‌به‌صرفه

v. afford

v. توان مالی داشتن؛ از عهده هزینه برآمدن

syn. economical

syn. اقتصادی؛ مقرون‌به‌صرفه

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.