/ˈtiːmɪŋ/
تیمینگ
to be full of something; crowded
پر بودن از چیزی؛ شلوغ و مملو
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
v. teem
v. مملو بودن
syn. overflowing
syn. لبریز
The pond teemed with young fish in the warmer months.
برکه در ماههای گرمتر از ماهیهای جوان پر بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.