واژه

revive

/rɪˈvaɪv/

احیا کردن، زنده کردن

رِوایو

Definition

to restore to life or bring back into memory

توضیح فارسی

دوباره زنده کردن یا به یاد آوردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. revival

n. احیا، تجدید حیات

adj. revived

adj. احیاشده

syn. renew

syn. تجدید کردن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.