واژه

reluctantly

/rɪˈlʌktəntli/

با اکراه

رِلَکتِنتلی

Definition

unwillingly

توضیح فارسی

بدون میل؛ با اکراه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. reluctant

adj. بی‌میل، مردد

n. reluctance

n. اکراه، بی‌میلی

syn. hesitatingly

syn. با تردید

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.