واژه

readily

/ˈredɪli/

به‌آسانی، با میل

رِدِلی

Definition

willingly; easily

توضیح فارسی

با میل؛ به‌آسانی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. ready

adj. آماده

v. ready

v. آماده کردن

n. readiness

n. آمادگی

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.