واژه

periodic

/ˌpɪəriˈɒdɪk/

دوره‌ای

پیریادیک

Definition

occurring at specific, determined periods of time

توضیح فارسی

رخ‌دادن در دوره‌های زمانی مشخص و تعیین‌شده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. periodical

adj. ادواری، دوره‌ای

adv. periodically

adv. به‌طور دوره‌ای

syn. regularly

syn. به‌طور منظم

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.