واژه

intrusive

/ɪnˈtruːsɪv/

مزاحم، ناخواسته

اینتروسیو

Definition

the state of being inside when not desired to be there by others

توضیح فارسی

حالتِ حضور در جایی در حالی که دیگران خواهان آن نیستند

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. intrusively

adv. به‌شکلی مزاحم

v. intrude

v. مزاحم شدن، وارد شدن بی‌اجازه

n. intrusion

n. ورود ناخواسته، تجاوز

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.