واژه

predominant

/prɪˈdɑːmɪnənt/

غالب؛ برجسته

پریدومِنَنت

Definition

the most noticeable or powerful element

توضیح فارسی

برجسته‌ترین یا قدرتمندترین عنصر

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. predominantly

adv. عمدتاً؛ غالباً

n. predominate

n. غالب بودن؛ چیره بودن

n. predominance

n. غلبه؛ برتری

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.