Definition

color

توضیح فارسی

رنگ

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. color

syn. رنگ

The hue of the sunset was beautiful.

رنگ غروب زیبا بود.

دِ هیو آو دِ سانسِت واز بیوتِفُل.

The hue of the room gave it a warm feeling.

رنگ اتاق به آن حس گرمی می‌داد.

دِ هیو آو دِ روم گِیو اِت اَ وُرم فیلینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.