/brɪŋ əˈbaʊt/
برینگ اَبَوت
to cause something to happen
باعث رخ دادن چیزی شدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. generate
syn. ایجاد کردن
The invention of the cell phone brought about an end to the popularity of traditional telephones.
اختراع تلفن همراه باعث پایان محبوبیت تلفنهای سنتی شد.
The newly elected president of the club promised to bring about positive changes.
رئیس تازهانتخابشده باشگاه قول داد تغییرات مثبتی را به وجود آورد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.