واژه

vanishing

/ˈvænɪʃɪŋ/

ناپدیدشونده

وَنیشینگ

Definition

going out of sight

توضیح فارسی

از دید خارج شدن؛ ناپدید شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

v. vanish

v. ناپدید شدن

syn. disappearing

syn. ناپدیدشونده

The red squirrel is a vanishing species that needs a protected habitat to survive.

سنجاب قرمز گونه‌ای رو به ناپدید شدن است که برای بقا به زیستگاهی حفاظت‌شده نیاز دارد.

دِ رِد اِسکویرِل ایز اَ وَنیشینگ اسپیشیز ذَت نیدز اَ پْرُتِکتِد هَبیتَت تو سِروایو.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.