Definition

not far from top to bottom

توضیح فارسی

از بالا تا پایین فاصله زیادی ندارد؛ کم‌عمق

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. shallowly

adv. به‌طور سطحی

n. shallowness

n. کم‌عمقی؛ سطحی بودن

syn. superficial

syn. سطحی

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.