/rʌn ˈɪntuː/
ران اینتو
to come into contact with something or someone
با چیزی یا کسی برخورد کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. encounter
syn. مواجه شدن
She ran into her old roommate at the reunion.
او در گردهمایی بهطور اتفاقی با هماتاقی قدیمیاش برخورد کرد.
The distracted driver narrowly avoided running into the tree.
راننده حواسپرت بهسختی از برخورد کردن با درخت اجتناب کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.