Definition

a regular pattern, usually in music

توضیح فارسی

یک الگوی منظم، معمولاً در موسیقی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. rhythmically

adv. به‌صورت موزون

adj. rhythmic

adj. موزون

syn. pulse

syn. ضربان

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.