واژه

plentiful

/ˈplentɪfəl/

فراوان

پْلِنتیفُل

Definition

more than sufficient

توضیح فارسی

بیش از اندازه کافی؛ فراوان

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. plentifully

adv. به‌فراوانی

n. plenty

n. فراوانی

syn. abundant

syn. فراوان

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.