Definition

quiet; not easily upset

توضیح فارسی

آرام؛ به‌آسانی ناراحت یا آشفته نمی‌شود

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. placidly

adv. به‌آرامی

syn. calm

syn. آرام

The placid nature of her personality made her easy to work with.

طبیعت آرام شخصیت او باعث می‌شد کار کردن با او آسان باشد.

دِ پْلَسید نِیچِر آو هِر پِرسِنَلِتی مِید هِر ایزی تو وِرک وِذ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.