Definition

a regular, repeated arrangement or action

توضیح فارسی

آرایش یا عملی منظم و تکرارشونده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. patterned

adj. الگودار؛ طرح‌دار

v. pattern

v. الگو قرار دادن

syn. habit

syn. عادت

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.