/ˈaʊtbɜːrst/
اَوتبِرست
a sudden and intense release of something
رها شدن ناگهانی و شدید چیزی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
syn. eruption
syn. فوران
The joke caused an outburst of laughter from the audience.
آن لطیفه باعث فوران خنده در میان تماشاگران شد.
There was an outburst of complaints from the students when the teacher moved the test to Monday.
وقتی معلم آزمون را به دوشنبه منتقل کرد، موج ناگهانی اعتراضهای دانشآموزان به راه افتاد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.