واژه

outburst

/ˈaʊtbɜːrst/

فوران؛ طغیان ناگهانی

اَوت‌بِرست

Definition

a sudden and intense release of something

توضیح فارسی

رها شدن ناگهانی و شدید چیزی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

syn. eruption

syn. فوران

The joke caused an outburst of laughter from the audience.

آن لطیفه باعث فوران خنده در میان تماشاگران شد.

دِ جوک کازْد اَن اَوت‌بِرست آو لَفتِر فرام دِ آدیِنس.

There was an outburst of complaints from the students when the teacher moved the test to Monday.

وقتی معلم آزمون را به دوشنبه منتقل کرد، موج ناگهانی اعتراض‌های دانش‌آموزان به راه افتاد.

ذِر واز اَن اَوت‌بِرست آو کِمپلِینتس فرام دِ استیودِنتس وِن دِ تیچِر موود دِ تِست تو ماندِی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.