واژه

affluent

/ˈæfluənt/

مرفه

اَفلوئِنت

Definition

rich in money or means; prosperous

توضیح فارسی

ثروتمند یا برخوردار از امکانات؛ مرفه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. affluence

n. رفاه و ثروت

syn. wealthy

syn. ثروتمند

He is not from an affluent family, but he worked hard and was able to attend college.

او از خانواده‌ای مرفه نیست، اما سخت تلاش کرد و توانست به دانشگاه برود.

هی ایز نات فرام اَن اَفلوئِنت فَمِلی، بات هی وِرکت هارد اَند واز اِیبِل تو اَتِند کالِج.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.