واژه

streamline

/ˈstriːmlaɪn/

ساده و کارآمد کردن؛ بهینه‌سازی کردن

اِستریم‌لاین

Definition

to update; to make more efficient or concise

توضیح فارسی

به‌روز کردن؛ کارآمدتر یا مختصرتر کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. streamlined

adj. ساده و کارآمدشده

syn. simplify

syn. ساده کردن

The planning process must be streamlined in order for it to be more reliable.

فرایند برنامه‌ریزی باید ساده‌تر و کارآمدتر شود تا قابل‌اعتمادتر باشد.

دِ پِلَنینگ پراسِس ماست بی اِستریم‌لایند اِن اوردِر فُر اِت تو بی مور ریلایِبِل.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.