واژه

portray

/pɔːrˈtreɪ/

به تصویر کشیدن؛ ایفای نقش کردن

پورتری

Definition

to represent; to act

توضیح فارسی

نمایش دادن؛ ایفای نقش کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. portrayal

n. تصویرگری؛ نمایش

syn. depict

syn. به تصویر کشیدن

The actress portrayed an orphan in the movie.

بازیگر زن در فیلم نقش یک یتیم را ایفا کرد.

دِ اَکترِس پورترید اَن اورفِن اِن دِ مووی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.