واژه

partially

/ˈpɑːrʃəli/

تا حدی؛ به‌طور جزئی

پارشیِلی

Definition

a part of the whole; incomplete

توضیح فارسی

بخشی از کل؛ ناقص

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adv. partly

adv. تا حدی؛ جزئاً

adj. partial

adj. جزئی؛ ناقص

n. part

n. بخش

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.