واژه

narrate

/ˈnæreɪt/

روایت کردن؛ داستان گفتن

نَرِیت

Definition

to tell a story; relate

توضیح فارسی

داستانی را گفتن؛ روایت کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. narrative

adj. روایی

n. narrative

n. روایت

n. narration

n. روایت‌گری

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.