واژه

initiate

/ɪˈnɪʃieɪt/

آغاز کردن؛ به راه انداختن

اِنیشی‌اِیت

Definition

to begin; to establish; to take decisive action without help

توضیح فارسی

آغاز کردن؛ برقرار کردن؛ بدون کمک اقدام قاطع انجام دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. initiated

adj. آغازشده

n. initiation

n. آغاز؛ شروع

n. initiative

n. ابتکار عمل

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.