واژه

indifferent

/ɪnˈdɪfrənt/

بی‌تفاوت؛ بی‌علاقه

ایندیفِرِنت

Definition

being uninterested or not caring about something

توضیح فارسی

بی‌علاقه بودن یا اهمیت ندادن به چیزی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

n. indifference

n. بی‌تفاوتی

syn. apathetic

syn. بی‌تفاوت؛ بی‌اعتنا

The teacher was indifferent to student requests to extend the project’s deadline.

معلم نسبت به درخواست‌های دانش‌آموزان برای تمدید مهلت پروژه بی‌تفاوت بود.

دِ تیچِر واز ایندیفِرِنت تو اِستیودِنت ریکوئِستس تو اِکستِند دِ پراجِکتس دِدلاین.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.