واژه

opposition

opposition

مخالفت

آپِزیشِن

Definition

n. the state of acting against; not being in agreement

توضیح فارسی

حالت مخالفت کردن؛ موافق نبودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

adj. opposed

adj. مخالف

v. oppose

v. مخالفت کردن

syn. resistance

syn. مقاومت

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.