واژه

unaccustomed

ən ə kʌs təmd

عادت‌نداشته

اَنِکاستِمد

Definition

not used to something

توضیح فارسی

به چیزی عادت نداشتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Coming from Alaska, Claude was unaccustomed to Florida’s heat.

کلود که از آلاسکا آمده بود به گرمای فلوریدا عادت نداشت.

کامینگ فرام آلاسکا، کلود واز اَنِکاستِمد تو فلوریداز هیت

The king was unaccustomed to having people disobey him.

پادشاه به اینکه مردم از او نافرمانی کنند عادت نداشت.

دِ کینگ واز اَنِکاستِمد تو هَوینگ پیپل دیس‌اوبی هیم

Unaccustomed as he was to exercise, Vic quickly became tired.

چون به ورزش عادت نداشت، ویک خیلی زود خسته شد.

اَنِکاستِمد اَز هی واز تو اِکسِرسایز، ویک کوییکلی بیکِیم تایِرد
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.