əˈbæn dən
اَبَندِن
desert; leave without planning to come back; quit
ترک کردن؛ رها کردن بدون قصد بازگشت؛ دست کشیدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
When Roy abandoned his family, the police went looking for him.
وقتی روی خانوادهاش را ترک کرد، پلیس به دنبال او رفت.
The soldier could not abandon his friends who were hurt in battle.
سرباز نمیتوانست دوستانش را که در نبرد زخمی شده بودند ترک کند.
Because Rose was poor, she had to abandon her idea of going to college.
چون رز فقیر بود، مجبور شد ایده رفتن به دانشگاه را رها کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.